ایوب آقاخانی از جمله نمایشنامه‌نویسان، کارگردانان و بازیگران فعال تئاتر است که از مدتها پیش تولید و اجرای سه‌گانه‌ای در خصوص افراد تاثیرگذار درجنگ را آغاز کرده است. وی در همین راستا دو نمایش درباره زندگی شهید کشور و شهید مصطفی چمران را در تئاترشهر روی صحنه برده بود. وی با اجرای اثری دیگر که به تازگی نامش را انتخاب کرده مخاطبان خود را با شهید جهان‌آرا آشنا می‌کند.

گفت‌وگوی خبرنگار فرهنگی آنا با ایوب آقاخانی که قرار است نمایش «هفت عصر هفتم پاییز» را با بازی کامبیز دیرباز از نیمه دوم شهریورماه در تالار چهارسو روی صحنه ببرد را در ادامه می‌خوانید:

* نمایش «هفت عصر هفتم پاییز» چه مضمونی خواهد داشت و چه زمان‌بندی برای این اجرای آن در نظر گرفته‌اید؟

قرار است نمایش «هفت عصر هفتم پاییز» با حضور عوامل گروه تئاتر پوشه و بازی کامبیز دیرباز اجرا شود. دیرباز در این نمایش در نقش اصلی روی صحنه خواهد رفت و دیگر بازیگر این نمایش به زودی مشخص و معرفی خواهد شد. امیدوارم این اثر با عنوان یک عاشقانه وابسته به تاریخ جنگ مورد توجه علاقه‌مندان قرار گیرد.

* نمایش«هفت عصر هفتم پاییز» چه ویژگی ویژه‌ای نسبت به دو اثر پیشین‌تان با موضوع افراد تاثیرگذار در جنگ خواهد داشت؟

«هفت عصر هفتم پاییز» در تداوم تلاش‌های پیشین من برای پرداختن به پرتره‌های مستند جنگی و شخصیت‌هایی که از آن‌ها سابقه‌ای در دست است، تولید خواهد شد. بعد از احمد کشوری، شهید مصطفی چمران این نمایش به نحوی به محمد جهان‌آرا نزدیک است اما شیوه تکنیک آن در عین حفظ هماهنگی و اشتراکات با دو اثر پیشین، ویژگی‌های منحصر به فردی خواهد داشت که به نظر من حتی آن را نمایشی‌تر هم می‌کند.

«هفت عصر هفتم پاییز» آنچنان نگاه ادیبانه و شاعرانه‌ای به زندگی افراد موثر در جنگ را یک اولویت زیبایی‌شناسانه می‌داند. امیدوارم این نمایش در مدت تقریبی یک ساعت تاثیرات پیش‌بینی‌شده را روی مخاطبان مختلف بگذارد.

* در پرداختی که به زندگی شهید جهان‌آرا دارید به چه وجه از زندگی این شهید اشاره کرده‌اید؟

نگاه به شهید جهان‌آرا به عنوان بخشی از ماده خام تشکیل دهنده نمایش، با رویکرد دو اثر دیگرم کاملا متفاوت است و لزوما نمی‌توان گفت به چه بخش و چگونه به این شهید می‌پردازد بلکه در راستای شکل دادن به سبک‌های متفاوت، تکنیک روایی را وارد کردم که تصویر فراخ منظر و گشاده‌ای به ما دهد، البته ثقل آن بیشترر روی روزهای بحرانی خرمشهر معطوف است.

* چرا در سومین اثر از سه‌گانه پرتره‌‌نگاری جنگ، به شهید جهان‌آرا پرداخته‌اید و چرا دیگر افراد تاثیرگذار در جنگ را برای تولید در نظر نگرفتید؟

با توجه به ارادت شخصی که به جهان آرا دارم، وی را انتخاب کردم. ضمن این‌که جهان‌آرا به عنوان یک چهره ملی که از ارزش‌ها و خط‌کشی‌های جنگ فراتر رفت نقش مهمی ایفا کرده است. محمد جهان آرا برای هر ایرانی یک شخصیت مهم است و این امر ارتباطی به تفکر سیاسی و شخصی ندارد.

عمومی‌ترین علاقه‌ای که می‌شود در خصوص افرادی در دسته و طبقه‌بندی شهدای جنگ رصد کرد که همه افکار با سمت و سوهای فکر و سیاسی به یک اندازه و عاشقانه ستایشش کنند و به او احترام گذارند شهید جهان آرا است.

افرادی نظیر جهان‌آرا بیش و پیش از هر چیز حفظ کیان ایران و شهر زادگاهشان و ایرانی بودن برایش مهم بوده است. او مثل عده زیادی در تاریخ جنگ هشت ساله، به دستور تفکر دینی خود و با تعصب ملی میهنی از خود گذشت پس طبیعی است که این امر توجه هر کس را به خود جلب کند.

از سویی دیگر ضرورت دارد جوان‌ترهای بیگانه با دنیای جنگ هشت ساله ما و غریبه با ارزش‌های رقم خورده از این طریق با چنین بزرگانی آشنا شوند و حداقل با برخی از زوایای آن جنگ را کشف کنند. من اطمینان دارم این کشف در آینده این سرزمین اثر قاطعی خواهد داشت.

* با توجه به ایفای نقش کامبیز دیرباز در آثار پرمخاطبی با موضوع جنگ، چرا برای نقش اصلی «هفت عصر هفتم پاییز» کامبیز دیرباز را انتخاب کردید؟ معیارتان برای این انتخاب چه بوده؟

من به دلایل مختلف فکر کردم و در نهایت متوجه شدم دیرباز برای ایفای این نقش چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیرمستقیم مناسب است. همچنین توانایی وی و سابقه دوستی و هم‌درس بودن ما یکی دیگر از مواردی بود که منجر به این انتخاب شد.

من و دیرباز پشت نیمکت‌ها و میزهای مشترکی نشستیم و درس خواندیم و در این بیست و چند سال منتظر همکاری بودیم و جهان‌آرا بهترین بهانه را برای به بارنشستن این همکاری فراهم کرد. شاید اگر کار دیگری قرار بود روی صحنه ببرم این همکاری باز به تعویق می افتاد تا کامبیز دیرباز در جای درست‌تری بنشیند.

* آیا در برنامه بعدی‌تان برای اجرای نمایش، تصمیمی در خصوص پرداخت به زندگی دیگر شهدای جنگ هشت ساله دارید؟ با تکمیل شدن سه‌گانه جنگ نمایشی با چنین مضمون خواهید داشت؟

با اجرای «هفت عصر هفتم پاییز» دومین سه گانه من درباره جنگ تمام می‌شود و من فکر می‌کنم تولید و اجرای ۶ نمایشنامه جدی برای جنگ برای نویسنده و رسالتی که دارد کافی است اگرچه موضوعاتی چون مهاجرت، جنگ، تاریخ باستانی کشور همچنان نظر من را به سمت خود جلب کرده است.

با این‌که ۶ متن در خصوص جنگ نوشته‌ام اما ممکن است باز هم موضوع جنگ هشت ساله من را به سمت خود بکشاند اما آنچه در حال حاضر مشخص است این است که من برنامه‌ریزی برای آن ندارم. من برای نوشتن نمایشنامه و شکل دادن سه گانه وقایع نگاری جنگ و پرتره نگاری جنگ برنامه‌ریزی و طراحی داشتم ولی در حال حاضر برای متون بعدی با موضوع جنگ فعلا برنامه ای ندارم.